چهارشنبه ۳۱ تیر ۰۵

ازدواج و رابطه

همون طور که اسپرسو به شما انرژی میده مطالب وبلاگ اسپرسو هم شما را شگفت زده میکنه

تأثیر وضعیت مالی بر عشق و رابطه چگونه است؟

۸۶۲ بازديد

عشق و پول مقوله‌هایی نیستند که ما دوست داشته باشیم آن‌ها را به هم ربط بدهیم. هر چند عشق چیزی نیست که بتوان با پول آن را خرید، اما واقعیت این است که پول می‌تواند به طریقی هر رابطه‌ی عاشقانه‌ای را تحت تاثیر قرار بدهد (چه تازه و چه قدیمی!).

 

مسائل مالی معمولا آخرین چیزی هستند که وقتی عاشق می‌شویم به ذهن‌مان خطور می‌کنند، اما وقتی پای ایجاد و حفظ و بقای یک رابطه‌ی ماندگار به میان می‌آید، مسائل مالی و اقتصادی می‌توانند رابطه‌ای را بسازند یا از هم بگسلند.

اجازه دهید روراست باشیم؛ مطرح کردن مسائل مالی در روابط عاشقانه از هیچ سو جنبه‌ی منفی ندارد. دو نفر می‌توانند با پول زیاد یا بدون پول زیاد، یک زندگی شاد و سازش کارانه را با هم تجربه کنند. به هر حال در نظر گرفتن تاثیر پول بر یک زندگی عاشقانه، فقط بخشی از این رابطه است.

در روز‌های اول آشنایی شاید تصور کنید هنوز خیلی زود است که مسائل مالی مطرح شوند، اما حتی اگر شما متوجه نشوید، مسائل مالی خودشان در حال انجام کارشان هستند! قرار ملاقات‌های عاشقانه نیز هزینه بردارند؛ در رستوران غذا خوردن‌ها، کافی شاپ رفتن‌ها، هدیه خریدن‌ها، بلیط‌های سینما و کنسرت، این طرف و آن طرف رفتن‌ها و...، همگی هزینه‌های هنگفتی دارند.

شاید بگویید نیازی نیست اینهمه پول خرج کنید تا با عشق‌تان دیداری داشته باشید، بله شما می‌توانید با هم در پارک قدم بزنید، پیک نیک بروید، با خودتان قهوه و چای ببرید و روی نیمکت پارک نوش جان کنید و از بودن در کنار هم لذت ببرید و بدین ترتیب قرار‌ها و دیدار‌های کم هزینه‌تری با هم داشته باشید. اما مسئله اینجاست که تفاوت یک قرار خوب با یک قرار بد در «همراهی» و «توافق نظر» است. اگر یکی از طرفین از این دست قرار‌ها و دیدار‌ها خوشش نیاید چطور؟ آیا باز هم می‌توانید دیدارهای‌تان را همینطور کم هزینه و راحت ادامه دهید؟

«دوران آشنایی» دوران بسیار مهم و حساسی برای شروع یک زندگی مشترک است. شما در این مرحله وقت صرف می‌کنید تا بیشتر با هم آشنا شوید و جنبه‌های شخصیتی همدیگر را بهتر بشناسید و بدانید ارزش‌ها و انگیزه‌ها و خواسته‌های‌تان تا چه اندازه با هم هماهنگ هستند. سازش و هماهنگی و اتفاق نظر مسئله‌ی پیچیده‌ای است و مسائل مالی و «پول» می‌توانند بخش بسیار مهمی از تصمیم گیری‌های طرفین را تحت تاثیر قرار بدهند.

مثلا اگر دو طرف دارای نظر‌های متفاوت یا متضادی در مورد مسائل مالی باشند، طبیعی است که خیلی زودتر از آنچه تصورش را بکنند دچار مشکل و اختلاف خواهند شد. هر چند بیشتر افراد کسی را بابت اینکه پول خیلی زیادی ندارد، اهل ولخرجی و چیز‌های گرانقیمت نیست سرزنش نمی‌کنند، اما درآمد و وضعیت اقتصادی طرف مقابل برای عده‌ای واقعا مسئله‌ی مهم و غیرقابل معامله‌ای است.

درست است که هر کسی متفاوت است و توقعات افراد از شریک زندگی‌شان با هم شبیه نیست، اما هیچکس نمی‌تواند مدعی شود که مسائل مالی بر عشق و رابطه بی‌تاثیر است. متی است همدیگر را می‌شناسید، با خانواده‌های هم آشنا شده‌اید و تا اینجا همه چیز خوب پیش رفته است، قدم بعدی؟ وقت آن است که جدی‌تر به نوع رابطه و تصمیم‌های‌تان فکر کنید و حالا مسائل مالی، نقش پُررنگ‌تری به خود گرفته‌اند.

اینکه عادت‌ها و خواسته‌ها و هدف‌های‌تان عین هم باشد، فرمولی نیست که شدنی باشد و معیار محسوب شود. بلکه چیزی که شما را به عنوان یک زوج به تفاهم و همدلی می‌رساند مهم است و چیزی که رابطه‌تان را خوب پیش می‌برد و بر سر آن به اتفاق نظر رسیده‌اید ارزشمند و مفید است. جالب است بدانید مسئله‌ی «با هم مسائل مالی را مدیریت کردن» همیشه هم به معنی شراکت 50/50 نیست.

با هم حرکت کردن و پیش رفتن، قدم بزرگی برای هر رابطه‌ای است، بنابراین خیلی خوب است که با هم بنشینید و در مورد مسائل مالی یک گفتگوی جدی داشته باشید. وقتی زیر یک سقف با هم زندگی می‌کنید، مسئله‌ی پول، مسئله‌ی مشترک و مربوط به هر دوی شما می‌شود. پس صحبت کردن در مورد مسائل مالی قبل از شروع زندگی مشترک کمک‌تان خواهد کرد برنامه‌ای منصفانه برای تمام جنبه‌های مالی زندگی‌تان بچینید که هر دوی شما آن را قبول داشته باشید.

«خیانت مالی» عبارتی است که به مخفی کاری‌های پولی از همسر گفته می‌شود (مثلا زیاد پول خرج کردن یا پول قرض دادن یا گرفتن بدون در جریان قرار دادن همسر). این جور مسائل به ندرت همیشه از همسر مخفی می‌مانند، بنابراین بهترین کار این است که با همسرتان روراست باشید و همدیگر را در جریان تمام مسائل مالی‌تان قرار دهید.

حالا که همسر مناسب خود را پیدا کرده‌اید و برای باقی زندگی‌تان برنامه دارید، همه چیز باید نسبتا به روال درست خود پیش برود. البته منظور این نیست که پول و سرمایه شما خود به خود محافظت می‌شود یا هرگز به مشکل مالی برنخواهید خورد. زندگی طبیعتا غیرقابل پیش بینی است. شما هرگز نمی‌دانید آینده چه خواهد شد و روز‌های عمرمان همیشه طبق برنامه‌های ما پیش نمی‌روند.

دلایل بسیار بسیار زیادی وجود دارد که تعادل مالی و اقتصادی خانواده‌ها به هم می‌ریزند و مورد خطر قرار می‌گیرند. مشکلات مالی می‌توانند فشار بینهایت به خانواده‌ها تحمیل کرده و حتی قوی‌ترین و عاشق‌ترین زوج‌ها را دچار اختلاف کنند. همه می‌دانیم که پس انداز کردن، بهترین آینده نگری مالی برای خانواده است، اما گاهی شرایط آنقدر دشوار می‌شود که شاید عملا این امکان وجود نداشته باشد که بتوانید مبلغ قابل توجهی جهت روز‌های مبادا پس انداز کنید.

به همین دلیل، از قبل برای چنین روز‌هایی باید برنامه ریزی کنید و با گفتگو و مشورت با هم، از قبل معلوم کنید در چنین بحران‌هایی چه می‌توانید و باید بکنید. هر بحرانی در صورتی که از قبل برای رویارویی با آن آماده باشید، راحت‌تر و موفقیت آمیزتر پشت سر گذاشته می‌شود. آینده نگری به شما امنیت روانی می‌دهد تا بتوانید در بدترین شرایط، بهترین تصمیم‌ها را بگیرید.

 

 

مرجع

چرا مرد زندگی‎تان به شما پیشنهاد ازدواج نمی‌دهد؟

۸۶۷ بازديد

برای بسیاری از خانم‌ها ازدواج کردن مهمترین هدف زندگی ست. آن‌ها مدام در مورد لباس عروسی، حلقه ازدواج، جشن عروسی و غیره... خیالپردازی می‌کنند در حالی که مرد زندگی شان هیچ علاقه‌ای به این کار نشان نمی‌دهد.

در این شرایط خانم‌ها مدام به دنبال علت این رفتار‌ها می‌گردند: «چرا عشق زندگی ام به من پیشنهاد ازدواج نمی‌دهد؟» این که مرد زندگی تان به شما پیشنهاد ازدواج نمی‌دهد دلایل مختلفی می‌تواند داشته باشد. برای یافتن جواب، در ادامه مطلب همراه مان باشید.

ازدواج کردن برای خیلی ها، به معنی از دست دادن آزادی ست، به خصوص زمانی که فرزند نیز به جمع شان اضافه می‌شود. شاید مردی که به او علاقه دارید، می‌ترسد که پس از ازدواج با شما آزادی اش را از دست دهد. در این شرایط شما باید این اطمینان را به او بدهید که همچین اتفاقی نمی‌افتد. اگر او نگران این است که پس از ازدواج باید دور دوستان، سفر یا تفریحات خود را خط بکشد، به او بگویید که در تمام این خوشگذرانی‌ها کنارش خواهید بود.

اگر چه اولویت اکثر خانم‌ها رابطه عاطفی شان است، اما آقایان معمولا کارشان را به هر چیز دیگری ترجیح می‌دهند. ممکن است که مرد زندگی شما این روز‌ها به شدت درگیر کارش باشد. ازدواج کار ساده‌ای نیست، نیاز به وقت آزاد، ذهن باز و پول دارد، از این رو ممکن است که طرف مقابل شما به دلیل مشغله کاری خود نتواند در حال حاضر دست به این کار بزند. در این شرایط بهتر است که به او فشار نیاورید، زیرا فشار و اصرار‌های شما بر مشکلات او خواهد افزود. کمی به او زمان دهید تا هر چه سریع‌تر به کارهایش سروسامان دهد تا با خیال راحت بتواند برای عروسی با شما برنامه ریزی کند.

علارغم این که سنت تغییر کرده و برخی آقایان به طور مستقیم از زن مورد علاقه شان خواستگاری می‌کنند و سپس خانواده هایشان را در جریان می‌گذارند، اما برخی دیگر نیز هستند که ترجیح می‌دهند این موضوع را اول با خانواده طرف مقابل شان مطرح کنند. از این رو شاید مرد زندگی شما برای تماس گرفتن با پدرتان کمی نگران است، از این رو آن را به تعویق می‌اندازد. شاید او از این که از پدرتان جواب منفی بگیرد، می‌ترسد. اگر تشخیص دادید که مشکل او تماس با خانواده تان است، بهتر است که شرایطی فراهم کنید تا او راحت‌تر بتواند با پدرتان ارتباط برقرار کند.

در بعضی از خانواده‌ها رسم است که اول فرزندان بزرگ ازدواج کنند و سپس فرزندان کوچک تر، از این رو شاید مشکل مرد مورد علاقه شما این است که هنوز در خانه، برادر یا خواهر مجرد بزرگ‌تر از خود دارد و منتظر ازدواج آنهاست. در این شرایط شما باید به سنت آن‌ها احترام بگذارید. در واقع اصرار‌های شما فرقی در این شرایط ایجاد نخواهد کرد. در این شرایط، بهتر است که با طرف مقابل تان حرف بزنید و از او بخواهید که یک زمانی را برای شما تعیین کند.

شاید خواهر یا برادر بزرگ‌تر او اصلا قصد ازدواج نداشته باشد یا این که تا چند سال آینده هم به خانه بخت نروند، آنوقت تکلیف شما چیست؟ شما نیز باید به زمان تان احترام بگذارید و از او بخواهید که یک بازه زمانی برای شما مشخص کند.

زمانی که شما به ازدواج فکر می‌کنید، باید به فکر بچه دار شدن هم باشید. شاید مرد زندگی تان، برخلاف شما علاقه‌ای به پدر شدن نداشته باشد. این مسئولیت بزرگی ست که طرف مقابل تان نمی‌تواند آن را نادیده بگیرد، از این رو سعی می‌کند که ازدواج را نیز به تعویق بیاندازد. شاید بد نباشد که در مورد فرزند با او به طور جدی‌تر صحبت کنید. شاید نگرانی‌های او برطرف شد و برای ازدواج با شما نیز انگیزه بیشتری پیدا کرد.

ازدواج برای برخی از مردم به معنی تمام شدن هیجانات زندگی ست. شاید مرد زندگی تان فرد خودخواهی باشد که دوست داشته باشد تنهایی به دور دنیا سفر کند، کار‌های خطرناک انجام دهد و هر روز زندگی اش پر از هیجان باشد... طبیعی ست که این فرد به زندگی متاهلی و آرام تمایلی نداشته باشد. او احساس می‌کند که با ازدواج دست و پایش بسته شده و تمام فرصت‌های زندگی اش را از دست می‌دهد. بهتر است که ابتدا با او صحبت کنید و این اطمینان را به او دهید که زندگی متاهلی نیز هیجانات خود را خواهد داشت.

اگر باز هم نتوانستید او را متقاعد کنید، بهتر است که کمی دیگر به او فرصت دهید. بدون شک او روزی به آرامش زندگی متاهلی نیاز پیدا خواهد کرد. اگر تمام شرایط برای طرف مقابل تان فراهم است، اما او به شما پیشنهاد ازدواج نمی‌دهد و مدام این پا و آن پا می‌کند، احتمال دارد که او دلش جای دیگری گیر باشد.

به رفتار‌های او دقت کنید. آیا او هنوز عکس‌های عشق قبلی اش را در گوشی نگه داشته؟ آیا هنوز عکس هایش را لایک می‌کند؟ یا این که در حرف هایش با شما مدام از او حرف می‌زند؟ اگر نشانه‌های عجیب و غریبی از این شکل را در رفتار او دیدید، بدانید که زنگ خطر زده شده است و ممکن است که او هنوز دلش پیش فرد دیگری گیر باشد. در این شرایط بهتر است که هر چه زودتر به رابطه با او خاتمه دهید.

 

 

مرجع

با مردی که این خصوصیات را دارد ازدواج نکنید!

۸۳۸ بازديد

تصور کنید با مردی ازدواج کنید و بعد بفهمید او عادت‌های بدی دارد که اصلاح پذیر نیستند. اولین چیزی که آروز می‌کنید چیست؟ احتمالا می‌گویید‌ای کاش قبلا می‌دانستم مردی که چنین ویژگی‌هایی دارد برای ازدواج مناسب نیست.

خب ما حالا در این مطلب نکاتی را به شما می‌گوییم که لازم است پیش از ازدواج بدانید. البته پیدا کردن مردی که کامل باشد غیرممکن است (گشتیم نبود، نگرد نیست!)، ولی این دلیل نمی‌شود استاندارد‌ها را کنار بگذاریم و با کسی ازدواج کنیم که عادات آزاردهنده‌ای دارد. شما باید با مردی ازدواج کنید که کاملا «مناسب شما» باشد. هر چند نقاط ضعفی خواهد داشت (همه‌ی ما داریم، مگر نه؟!)، اما نقطه ضعف با عادت فرق می‌کند.

عادت‌ها چیز‌هایی هستند که ما طی سال‌ها یادگرفته‌ایم انجام‌شان دهیم؛ با رفتار‌های ما عجین شده‌اند و آن‌ها را ناخودآگاه انجام می‌دهیم. این عادت‌ها نه تنها ممکن است شما را آزرده کنند، بلکه عملا تغییر دادن رفتار یک مرد غیر ممکن است! اگر مردی هرکدام از ده عادت زیر را داشته باشد، مناسب ازدواج نیست.

انگار هیچوقت نمی‌تواند یک جواب کامل و مستقیم به شما بدهد و در عوض، متوسل به بهانه‌هایی بچه‌گانه و بی‌اساس می‌شود. هر بار که او بهانه‌ای می‌تراشد، نابالغ بودن خودش را به شما نشان می‌دهد. ضمنا این احتمال هم وجود دارد که دروغ می‌گوید. بهانه آوردن، کار بچه‌هاست و شما می‌خواهید با یک مرد ازدواج کنید نه با یک بچه!

مرد‌هایی که کوته نظر هستند واقعا شما فرسوده می‌کنند. آروز می‌کنید کاش به جای اینکه تمام آخر هفته را پای تماشای فوتبال بنشینند، قبول می‌کردند که کار جالب‌تری انجام دهند، دست از تشر زدن برمی‌داشتند یا اینقدر دیگران را قضاوت نمی‌کردند. بعضی از مرد‌ها انگار نسبت به موضوعاتی خاص، دید بازتری دارند، اما در سایر زمینه‌ها، کوته فکر هستند.

این ویژگی هم آزاردهنده است، چون می‌تواند روابط شما را هم آلوده کند. مثلا تصور کنید یک قرار کاری با همکار مردتان دارید و دقیقا می‌دانید در چه موردی قرار است گفتگو کنید چه اتفاقی قرار است بیفتد، اما همسرتان به او اعتماد ندارد و به شما می‌گوید همه‌ی مرد‌ها فقط از شما رابطه‌ی جنسی می‌خواهند و شما نباید به ملاقات این مرد بروید. اگر همسر شما همچنان در قرن نوزدهم سِیر کند و نگرش محدود آن دوران را داشته باشد، لایق ازدواج با شما نیست.

مردی که عادت دارد زود از کوره دربرود و داد و فریاد راه بیندازد، هیچ امیدی به اصلاحش نداشته باشید، چون این عادتی است که از بین رفتنی نیست. اگر با مردی آشنا شده‌اید که داد می‌زند و هوار می‌کشد و توهین کلامی به دیگران می‌کند، خیلی زود از او فاصله بگیرید و ترکش کنید.

اگر مردی که قصد ازدواج با او را دارید مدام زیر قول‌هایش می‌زند، علامت خوبی نیست. این رفتار او اعلام می‌کند که این عادت بد را سالهاست با خود دارد و امیدی به تغییرش نیست. وفای به عهد نکردن او شما را فرسوده و رنجور خواهد کرد. یک یا دو بار زیر قول زدن شاید مشکل بزرگی نباشد، اما اگر این رفتار ادامه پیدا کند، باید آن را پرچم قرمزی بدانید که بروز مشکلات بزرگ بعدی را نشان می‌دهد.

به زبانی دیگر بگوییم؛ او با زیر قول زدن‌هایش به شما بی‌احترامی می‌کند و ارزشی برای رابطه‌تان قائل نیست و شما را یک احمق فرض کرده است. بدقولی‌های او نشاندهنده‌ی این است که به اندازه‌ی کافی به شما اهمیت نمی‌دهد و احتمالا در آینده هم تغییر نخواهد کرد.

اگر مردی که می‌خواهید با او ازدواج کنید، با وقاحت تمام به چشم‌های شما نگاه می‌کند و به شما دروغ می‌گوید و با اینکه شما آشکارا می‌دانید این یک دروغ است، اما او زیر بار نمی‌رود، یک هشدار جدی است که این مرد قابل اعتماد نیست. دروغگویی عادت بدی است که به راحتی در رفتار انسان جا خوش می‌کند، اما به سختی می‌توان از آن خلاص شد. اگر بیشتر از یک مورد، دست مرد مقابل‌تان را رو کردید پس باید این را بدانید که او مناسب ازدواج نیست.

اگر مردی که قصد ازدواج با او را دارید شما را به دیگران ترجیح نمی‌دهد باید از خودتان بپرسید: پس چه زمانی من الویت او خواهم بود؟! جواب، هرگز است. مرد‌هایی که همسرشان برای‌شان الویت ندارد معمولا عادت به رفیق بازی دارند یا کار و سرگرمی‌شان برای آن‌ها الویت دارد. برای اینگونه مردها، عشق آخرین چیزی است که سراغش خواهند رفت. فکر نکنید می‌توانید این عادت را از سرش بیندازید.

در ابتدا کمی وابستگی ایرادی ندارد، حتی قشنگ هم هست. اما وقتی مدتی از شروع رابطه‌تان گذشته و او همچنان بسیار انحصارطلب و وابسته است، عادتی است که احتمالا نمی‌تواند آن را ترک کند. این مرد به احتمال زیاد یک سلطه گر است که دوست دارد همیشه شما را کنترل کند و تحت فرمان او باشید. چنین مردی مناسب زندگی مشترک نیست.

اگر مردی که قصد ازدواج با او را دارید، با پیروزی در بحث و جدل‌های‌تان احساس رضایت و خوشنودی می‌کند و اگر غیر از این باشد، برآشفته شده و نارضایتی خود را به روشی ناخوشایند بروز می‌دهد، پس عادت بدی دارد که پرچم قرمزی برای شماست. در یک رابطه هیچ کدام‌تان نباید با آروزی بُرد وارد بحث شوید، بلکه هدف از بحث و گفتگو این است که راه حلی پیدا کنید که مناسب هر دو طرف باشد.

وقتی زیر بار اشتباهات‌مان نمی‌رویم و مسئولیت اشتباه خود را نمی‌پذیریم، مانند بچه‌ها رفتار می‌کنیم. اگر تقصیر را گردن شخص دیگری بیندازیم که دیگر بدتر! تازه بدتر از این‌ها هم این است که به خودمان فرصت درس گرفتن از اشتباهات‌مان را نمی‌دهیم. اگر این ویژگی‌هایی است که در مرد مقابل‌تان می‌بینید، با او ازدواج نکنید.

اگر زیاد سیگار می‌کشد و...، اما شما سبک زندگی سالمی دارید، باید خیلی هوشمندانه تصمیم بگیرید؛ درست است که هر کسی که اراده کند می‌تواند سیگار کشیدن و... را ترک کند و عادت‌های سالم را جایگزین کند، اما اگر این مرد قبلا برای ترک کردن تلاش کرده و موفق نشده، پس بهتر است فکر ازدواج با او را از ذهن‌تان بیرون کنید.

مرجع